... و حکى بعض أصحابنا عن محمد بن شهر آشوب و غیره أنّ صهّاک کانت أمة حبشیة لعبد المطلب، و کانت ترعى له الإبل، فوقع علیها نفیل فجاءت بالخطاب، ثم إنّ الخطّاب لّما بلغ الحلم رغب فی صهّاک فوقع علیها فجاءت بابنة فلفّتها فی خرقة من صوف و رمتها خوفا من مولاها فی الطریق، فرآها هاشم بن المغیرة مرمیّة فأخذها و ربّاها و سمّاها حنتمة، فلمّا بلغت رآها خطّاب یوما فرغب فیها و خطبها من هاشم فأنکحها إیّاه فجاءت <بفلان>، فکان الخطاب أبا و جدّا و خالا <لفلان>، و کانت حنتمة أمّا و أختا و عمّة له، فتدبّر.
در روایت آمده که عبدالمطلب پدر بزرگ پیامبر اکرم(ص) کنیزی حبشی داشته به نام خصیمه که کنیزی بی پروا و شتر چران آن بزرگوار بوده روزی خصیمه برای انجام کارهای روز مره به بیابان های اطراف مکه رفته بود که در ان مکان با غلامی حبشی و سیه چرده برخورد کرده و اعمال خلاف شرع انجام می دهند، بعد از مدتی خصیمه حامل شده و پسری به نام خطاب به دنیا می آید. پس از اینکه خطاب به دنیا می اید عبد المطلب از موضوع مطلع شده وآن کنیز را بیرون کرده و فرمود دیگر به مکه باز نگردد و برای امرار معاش آن تعداد 10نفر شتر به او می دهد و بعد از ان که از شهر خارج شده پسر رشد کرده و به سن بلوغ رسیده و با مادر اعمال خلاف شرع انجام می دهند این بار نیز خصیمه حامل شده و دختر به دنیا می آورد و چون دیگر آبرویی نداشته دختر را در نیزاری رها مکند، در همان ساعات مقیره لعنة الله علیه از آن نقطه عبور می کرده و صدای گریه بچه ای را می شنود بعد از یافتن بچه متوجه می شود که نوزاد یک دختر است و او را به منزل برده و در کنار فرزندان خود بزرگ می نماید . روزی خطاب از جلوی خانه مقیره رد می شده که چشمش به دختری که در سن بلوغ بوده افتاده و عاشق آن می شود حال آن درختر کیست؟!
دختر خصیمه و خطاب و همین طور خواهر خطاب!
پس از این که خطاب با آن دختر ازدواج کرده آن دختر حامل شده و زاده می شود عمر ابن خطاب ابن خصیمه لعنة الله علیه !!! حالا خودتون محاسبه کنید دیگه ...
کلام مرحوم آيت الله العظمي نجفي مرعشي رحمة الله علیه:
در ماه صفر سال 381 هجري قمري حضرت آيت الله العظمي سيد شهاب الدين نجفي مرعشي به اتفاق جمعي از فضلا و مدرسين حوزه علميه قم به شهر کاشان تشريف فرما شده تا از قبور امام زادگاني که در اين شهر و حومه آن مدفون هستند ، زيارت نمايند .که از جمله برنامه ايشان زيارت بقعه باباشجاع الدين ابولولو بود که در زمان خود مورد توجه عام و خاص گرديد. و طبق نقل برخي از مومنين و همراهان وي در سفرهاي زيارتي ؛ ايشان چندين بار جهت زيارت بقعه حضرت ابولولو اقدام فرمودند . و زيارتنامه اي هم که اکنون نيز در آن بقعه نصب مي باشد ، به انشاء حضرت آيه الله العظمي نجفي مرعشي مي باشد . که بعد ها به تاييد مرحوم حضرت آيت الله العظمي ميرزا جواد تبريزي نيز رسيد .همراهان مرحوم آيت الله العظمي مرعشي نجفي نقل ميکنند که ايشان در زيارت هز بقعه حضرت ابولولو مي فرمودند :
هرکس ابولولو را در کاشان زيارت کند ، ثواب زيارت جده ام حضرت زهرا در مدينه را به او اعطا مي کنند ...
کلام حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني حفظه الله:
در ديداري که توليت وقت آن زيارتگاه در کاشان با حضرت آيت االه العظمي وحيد خراساني در سال 1383 هجري شمسي داشته است آمده : معظم له ضمن تاييد و تاکيد در بزرگداشت و تکريم جايگاه آن بقعه و بارگاه و صاحب آن مرقد شريف ، بر اين نکته اصرار ورزيدند که : دلائل محکم و متقني در دست است که ثابت ميکند سيره سلف و گذشتگان و شياع بين متشرعه از قديم الايام تا زمان متصل به عصر ائمه معصومين در بزرگداشت و احترام از اين شخصيت بزرگوار به خصوص در بقعه و مدفن وي در کاشان بوده است . و نيز در سوالي که وي از معظم له در خصوص جواز بکارگيري تعبير حضرت در کنار اسم آن بزرگوار حضرت ابولولو داشته است ، وي فرموده اند : بعد از مقام حضرات ائمه معصومين چه کساني شايسته تر از همچون او مي باشند ...
در کتاب احسن الکبار و لوامع الانوار و حديقه الشيعه آمده :
زماني عُمر به همراه عباس به شام سفرکرده بود . اهل شام عمر را اميرالمومنين خواندند . عباس گفت : او اميرالمومنين نيست . او را به اين نام صدا نکنيد چرا که اگر بنا باشد او اميرالمومنين باشد من به اين لقب سزاوارترم . عُمر از اين سخن رنجيده شد و گفت : مي خواهي تو را سزاوار سازم که اين لقب سزاوار کيست ؟ عباس گفت : آري . عُمر گفت : اميرالمومنين همان کسي است که اکنون در مدينه است و او را در مدينه نشانديم و خود به شام سفر کرديم و او علي بن ابيطالب است . عباس گفت : اگر تو او را سزاوارترين براي اين لقب دانستي پس چرا تو و ابابکر خود را بر او مقدم کرديد و حق او را غصب کرديد ؟ عُمر گفت : ما او را افضل مي شناسيم و به آن اقرار داريم اما علت اينکه او را بر خود مقدم نکرديم به اين علت بود که قريش به واسطه شرکت علي در غزوات رسول خدا و کشتن کفار قريش کينه او را داشتند و ما ترسيديم که عرب گرد او جمع نگردند . عباس گفت : چه عذر نا موجهي ؟ اگر اين باشد که تو مي گويي ، قريش صد برابر بيشتر نسبت به رسول الله در دل کينه داشت . پس بايد مردم به رسالت رسول خدا گردن نمي نهادند و ابوجهل و ابوسفيان را بر رسول خدا مقدم مي داشتند . چون خداوند و رسول خدا بودند که علي(ع) را امر به قتال کفار نمودند .
در اسلام و قرآن احترام به دختر به عنوان یك ویژگی انسانی مورد توجه و تأكید قرارگرفته است. احترام به دختر می بایست به گونه ای باشد كه در عمل خود را نشان دهد. از این روست كه در آموزه های قرآنی این احترام به شكل عملی نشان داده می شود و تنها در حرف و شعار بسنده نمی شود. احترام به شخص به معنای احترام به عقل و هوش اوست و این كه از پیشنهادها و آرا و نظریات وی استفاده شود. در داستانی كه قرآن درباره دختران شعیب گزارش می كند، شیوه درست برخورد با دختران به روشنی تبیین می گردد و احترام واقعی و عملی نشان داده می شود اهمیت پیامبر(ص) به دختر در اندیشه و بینش قرآنی دختران آن چنان از جایگاه و مقام والایی برخوردار می باشند كه پیامبر(ص) در مهم ترین مسایل اجتماعی و سیاسی آنان را وارد می سازد و در مسئله مباهله دختر خویش را به همراه می برد. این در زمانی است كه اعراب دختران را زنده به گور می كردند و از شنیدن دختر ننگ و عار را در خانه تجسم می كردند. پیامبر با همراه بردن دختر خویش نشان داد كه دختران در پیشگاه خداوند از چنان مقام و منزلتی برخوردارند كه با دختران می توان به مباهله رفت و به نام ایشان از خداوند خواست تا دشمنان را نیست و نابود كنند. این رفتار بیانگر چند مطلب است: نخست این كه مقام دختر در نظر پیامبر(ص) همانند مقام پسران است؛ دوم این كه در مسائل مهم و اساسی می توان از مشاركت ایشان بهره برد هر چند كه این امور اساسی و مهم در مسایل سیاسی و اجتماعی باشد. سوم آن كه دختران در پیشگاه خداوند از مقام و منزلتی برخوردارند كه می توان به آن قسم یاد كرد و در اموری چون مباهله از این مقام و منزلت بهره برد. چنان كه شخص برای شفاعت می كوشد تا شخصی را كه دارای وجه وجیهی است با خود همراه ببرد. دختران در نزد خداوند از چنین مقامی برخوردارند. چهارم آن كه دختران می توانند به همراه بزرگ تر خویش در مسایل اجتماعی و سیاسی مشاركت فعال داشته باشند. (آل عمران آیه16)
نامت 110 یا علی حقا پلیس عالمی در تعجبم یک شاه عالم چگونه همه مدالهای عالم و عیدهای عالم را بنام خودش حک کرده به ابجد علی 26 طلاء 26 جیگرت طلاء25و26 علی و مهدی25 ترازو 26 پیمانه26 کوزه26 قطره26 عبرات25 نقره و برنز هم بنام علی و شهادت این مرد طلایی شیعه میباشدطلاء26 تمام عیدها هم 26 بنام دو مولای طلایی شیعه جیگرت طلا حضرت مهدی (عج)و علی (ع) میباشدمگر طلاء 26 جیگرت دارد جیگرت به ابجد25 نام مهدی میباشد مهدی به ابجد صغیر و کبیر 84 عید هم 84 عید شیعه ظهور مهدیست این خاک را مهدی میریزه روی سر عمر و فقط خاک سیه بنام عمر است به ابجد خاک سیه 24 بنام عمر است شیطان هم 24 عمر هم 24 ولی بنام مهدی به ابجد عدالت 25 تقواء25 کعبه 25 شیعه 25 عبرات 25 والله 25 اینجا ابجد قرآنی کلمات سخن میگویند منو تو نیستیم فقط حساب و کتاب خدا و خود کلمات به زبان در می آیند و میگویند حق با کیست کلماتی که خود حقیقت محضند اینجا کلمات خود صحبت میکنند کسانی که شهید هستند میگوید چه کسانی شهیدند و چه کسانی شهید نیستند و به درک واصل شده اند به عمر چشم شیطان هم میگویند یا مقعد شیطان سوراخ شیطان میپرستند بجای خدا تورا میخام تا میپرستند مردمان ای نام عمر مامله هر انسان خداوند مامله انسان را از روی نام عمر ساخت( مامله به ابجد 24)عمر هم 24 شیطان 24کشته شده ( قتیل )به ابجد24 عمر 24عین 24 شیطان 24 قتیل 24 رمع 24مقعد 24 عین 24 عمر 24 خاک سیه 24 به ابجداعوذ بلله من شیطان24 عمر 24 رجیم 27 ابوبکر 27سوره 27تمین سوره قرآن مورچه نمل بنام ابومکر رکب وبا آمده فضله 27 فضله مورچه27و27 سوره مورچه هم بنامش در قرآن بیستو هفتمین سوره میباشد و عثم ان 29 نام ثع 29 خون حیض میکروب استفراغ نام ثع میباشد نام سگ خنزیر29 کره خر 29 سوره عنکبوت بنامش آمده 29 نهمین سوره قرآن مثل عن کبوت( تو ب کنع ) توب کنع عثمان عنکبوت در بین یاران پیامبر تار میتنید شیطانی خطر ناک وسوسه انگیز بود ایشان با جادو گران یهودی نشستو برخواست مینموده وبه جادو گری علاقه فراوان داشت جادوگر هم 27 برای جادو گری از بدن خنزیر 27 هم استفاده مینموده کره خر 29 و جادوگر29 عثمان 29 و به سراغ حق و حقیقت برویم 14 معصوم شیعه زیر یک پرچم 14 پرچم14 گل سرخ 14 عشق14 اسلام=12 حق=12 قلب=12 ماه=12 شرق=12در 12 نرگس12 انتخاب 12 انتخاب درست 12 کلمه انتخاب هم میگوید 12 امام شیعه بر حقند انتخاب به ابجد میشود 12 امام زمان دوازدهمین امام برحق تشیع میباشد درس 12 سیب 12 وووو هزار تا 12 خوب دیگه به کوری چشم نادانان و ابلهان و به ابجد 14 معصوم فرزندان پیامبر عشق 14 گل سرخ 14 امام 14 شهادت14 شور14 شین 14 انار 14 سیب 12 هلو 17 نماز صلات17 ماء 17 مغز17 خاک سرخ17 خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم 365 روز قرار داد 5ضرب5=25 و 12 ضرب 12= 144 و 14ضرب 14=196 جمع سه ضرب =25+144+196=365 روز سال 110 دهمین سوره قرآن بنام علی سوره نصر پیروزی علی در هیچ جنگی شکست نخورد همیشه در خانه پیامبر بود همسر کوثر یگانه دختر رسول خدا بود حسن و حسین نوه های پیامبر دائما" به دوش پیامبر و بغل مبارک او بودند تمام عیدها به ابجد بنام حضر ت مهدی و حضرت علیست مشگل چیست امیدوارم سلامت باشید
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق است به نویسندگان وب سایت نور زهرا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج منبع،ممنوع میباشد.
طراحی سایت توسط : Amir Ali | www.parsarayane.ir